مجتبى ملكى اصفهانى
204
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
خواه مربوط به دين نباشد ، مانند : كيفيت تركيب اجسام ، امتناع اجتماع دو نقيض ، انحصار لفظ در مفرد و مركب و . . . همهى علماى شيعه و اكثر قريب به اتفاق علماى اهل تسنن معتقدند كه حق و واقع يكى بيش نيست و ممكن است عقل در وصول به واقع ، راه صحيح را بپيمايد و به واقع دست يابد ، يا اينكه مرتكب خطا شود . به عبارت ديگر : در مسائل عقلى ، تقريبا همه اتفاق دارند بر تخطئه . تنها تفاوت مسائل عقلى مربوط به دين و ساير مسائل عقلى در اين است كه مخالف با واقع ، در مسائل عقلى مربوط به دين ، گناهكار است ، ولى در مسائل عقلى غير دينى ، مخالف با واقع ، هرچند خطا كرده است ، ولى گناهكار نيست . تنها از « عنبرى » نقل شده كه وى معتقد است مجتهد در مسائل عقلى نيز مصيب است ، و از « جاحظ » نقل شده كه : مجتهد در اين مسائل ، اگر به خلاف واقع نيز برسد ، گناهكار نيست . « 1 » همچنين است موضوعات عرفى و شرعى ، يعنى : موضوع غنا و فقير و بيع و امثال آن ، در واقع يكى بيش نيست كه چهبسا راه پيموده شده منجر به رسيدن به آن واقع شود ، يا اينكه انسان در رسيدن به واقع و حقيقت اين امور مرتكب خطا شود . « 2 » تخطئه و تصويب در احكام شرعى : احكام شرعى دو قسماند : الف : احكام قطعى و ضرورى دين ، مانند : وجوب نماز و روزه و حرمت شراب و زنا . در اين قبيل احكام نيز اختلافى
--> ( 1 ) ارشاد الفحول ، ص 259 . ( 2 ) اصطلاحات الاصول ، ص 99 .